ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
181
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
كفشهاى كلفت و پاشنهدار و زرد رنگ بر پاى دارند و از عادات ديگر آنان در مجالس عروسى اين است كه از زنان و مردان فاميل و دوستان خود دعوت كرده و مردان در جايگاهى بيرون خانه همگى گرد سفرهاى كه بر روى زمين پهن شده است ، نشسته و در يك زمان از همه با غذا پذيرايى مىگردد و پس از صرف آن همگى متفرق مىشوند اما زنان به درون خانه رفته و در درگاه سالن خانه ، سينى چوبى بزرگى مملو از خمير حنا قرار دارد كه هر زن يكى از دستان خود را با حنا رنگ كرده و سپس به سالن نشيمن وارد مىگردد و پس از سلام و تعارفات در كنار ديگر زنان نشسته و تا ساعاتى از نيمههاى شب به قصه و گفتگو با همديگر مىپردازند . سپس در آن هنگام پس از دست به دست دادن عروس و داماد و آويختن دستههاى گل ياس و سيب ( كه هر گل به اندازه يك فندق است ) بر گردن عروس آنها را تا حجلهگاه همراهى مىكنند و آنگاه به سوى خانههاى خود باز مىگردند . سنت مكيان در سوگوارى اين گونه است كه وقتى روح از كالبد انسانى خارج شود ، نزديكترين زن به شخص مرده ، يك بار و گاه دو بار فريادى كشيده كه بدين وسيله مصيبت را به همه اعلام مىدارد . در اين حال زنان به سوى آن خانه روى آورده و پيش از رفتن به درون اتاق نشيمن يكى از دستان خود را با خمير حنا كه درون ظرفى چوبى در ورودى اتاق قرار دارد رنگ نموده و سپس وارد سالن مىشوند و همدردى و تسليت خود را به صاحب عزا ، ابلاغ مىكنند و به ديگر زنان حاضر مىپيوندند . در اين حال ، زنان مدتى را به گفتگو با هم گذرانده و سپس مجلس را ترك مىنمايند . شخص مرده را عدهاى از بستگان به سوى محلى كه بنام « شر شوره » ( - غسالخانه ) است برده و در آنجا غسل مىدهند سپس او را به سرعت به سوى محل دفن برده و بدون هيچگونه تشريفاتى به خاك مىسپارند و پس از دفن وى ، هيچگونه مراسم يادبودى براى او برگزار نمىگردد ، تنها مردان پس از دفن مرده به خانوادهء متوفا تسليت گفته و باز مىگردند . ديگر از سنتهاى اين مردم ، جشن ختم قرآن فرزندانشان مىباشد كه آنان را در ميان كاروانهايى در خيابانهاى مكه به گردش درمىآورند . همچنين در نيمهء ماه صفر هر سال ، به مناسبت تولد ميمونه ، همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در كنار